خرید بک لینک
دیروز علیرضا منصوریان به همراه تیمش به تیم پارس جنوبی باخت و در رده پونزدهم جدول باقی موند. برد و باخت در هر بازی وجود داره، چیزی که اهمیت داره رفتار ما در مقابل باخته و از اون مهم تر رویکرد ما نسبت به جهان معاصر. منصوریان بازنمای اغراق شده جامعه احساسی در مقابل نگاه منطقی عقلانی معاصره. منصوریان در تمامی حرکاتش میگه که من رو دوست داشته باشید و من میخوام محبوب شما باشم. برای این هر کاری میکنم که م

برچسب: آقای,منصوریان,کردی,تیم؟, نویسنده: فاطمه صفری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 21:37

رفته بودیم مراسم ترحیم مادر سیاوش. وقتی مراسم تموم شد، دورتر از جمعیت قدم میزدم و تاریخهای نوشته شده روی قبرها رو می خوندم. هزار و سیصد و سی و یک ، هزار و سیصد و پنجاه و دو ، هزار و سیصد و نود و سه .... همینجور میخوندم که یادم افتاد مرده های ما اکثرشون تو بهشت زهرا دفن شدن. این قدر که بعضی قطعه ها هست که فامیل ها و دوست هامون مهمونی دوره برگزار می کنند از بس زیاد شدن! هر وقت دلمون هوای عمو ح

برچسب: پرلاشز, نویسنده: فاطمه صفری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 2:29

ابتذال راه فرار خوبیه برای رفتن به دنیای تنبلی ها و بی همتی ها. میشه هی گفت حوصله ی کتابم نمیاد و هی چیزهای تلگرامی خوند و چشم گرم کرد. بعد نوشته های واقعی هی می مونند و هی روی هم تلنبار میشن و هی نخونده هات بیشتر میشه و هی مبتذل تر میشی. میشه هی فیلم های خوب رو ندید و گفت خسته ام و فکرم متمرکز نیست و از این مزخرفات، بعد هی فیلم های ندیده ات زیاد بشه و کم کم خالی بشی از نماهای بکر و دیالوگ های هرک

برچسب: ابتذال, نویسنده: فاطمه صفری تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 2:29

میدونید من از کجا میفهمم که دارم پیر میشم؟از اینکه اطرافیان وقتی میخوان باهام مخالفت کنند(در هر زمینه ای) اول دوساعت عذر خواهی میکنند: -جسارته،شما قطعا سوادتون از من بیشتره ولی به نظرم این قسمت از مقاله رو ویرایش کنید بهتره... -فضولی بنده رو میبخشید شما استاد ما هستید ولی به نظرم در مورد این بیمار فلان کار رو بکنیم بهتره... یادش بخیر. یک وقتی جوون بودم ،بر و رویی داشتم، هر کی میخواست باهام مخالف

برچسب: کجایی,جوونی, نویسنده: فاطمه صفری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:32

– وقتی برای سی و یکمین بار با صدای بچه از خواب بیدار می شوند به جای اینکه از پنجره به بیرون پرتش کنند ، بغلش می کنند و راه می برند !– وقتی که بچه غذایش را به سر تا پای خودش مالیده و حاضر نیست که بگذارد یک قاشق غذا دهنش بگذارید ، لبخند می زنند!– از دیدن یک پوشک ... با مخلفات مالیده به لباسهای بچه وحشت نمی کنند!– وقتی که بچه دقیقا 45 دقیقه به خاطر اینکه بغلش کنند تا برای دوازدهمین بار به لوستر دست

برچسب: پدرها,بهشت,روند,زیرا, نویسنده: فاطمه صفری تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 1:32

صفحه بندی